روزنامه جام جم (1400/04/06): دودکش دوباره به کار افتاد!

اول فصل سریال دودکش در ماه رمضان سال 1392 بر روی آنتن شبکه یک رفت و جزو تولیدات پرمخاطب و خاطره انگیز سیما بود. نصرت میگه بد آوردم کلیه چیز داشت بر روی برنامه پیش میرفت اگه هنوزم تو اون خونه بودم خونرو نمگرفت ازم میتونستم همگی چیزو صحیح کنم که فیروز اهمیت شنیدن همین حرفا بیشتر جوش میخوره و میگه همچین میگی بدبخت شدم که انگار تا الان خوشبخت بودی تو همیشه بدبختی و آن گاه از یه خرده درد و دل نمودن باهم باهمدیگه به سمت قالیشویی میرن. فیروز مدارکو تحویل کارداران اجرایی میده و میگه شما همین قبضم ملاحظه کنید تخلیه چاه متاع ۱۵ روز پیشه صرفا به جهت لایروبی باید جوش شیرین میریختیم که برادر من شیرین بازی درآورده به جای جوش شیرین گچ ریخته، معاون اجرایی میگه به ناظر کیفی ببرین اگه مشکلی نباشه اونجا کاراتونو انجام میدن… نصرت و فیروز به اداره میرسن و نصرت میگه من باهات اومدم که اگه کسی منو آشنایی کارت زودتر رو روال بیوفته فیروز میگه من اگه نخوام تو کاری واسم بکنی می بایست کیو ببینم؟ که آقای مسئول میگه همین چه حرفیه باعث به روزی بنده هستش در کنار شما بودن و به فرش اشاره میکنه و میگه ارزششو داشت که فیروز فرشو میگیره و نگاه میندازه و میگه فرش نفیسی هم می باشد که آقای مسئول میگه برای من وجود ندارد وگرنه تقدیمتون میکردم که فیروز میگه نفرمایید برازنده صاحبشه و اقای مسئول قالی را کناره باغچه میزاره و میگه من برم بازار یخورده سوغاتی بگیرم بیام حواستون به همین باشه که فیروز میگه اینجا امنه خیالتون راحت. من بگو تا پول خانم گماسایی را ندم نمیرم سمت خونشون که عفت میگه یعنی چی؟ که بهروز میگه یه جا فقط تابلو فرش داشت و باهم میرن به سمت برج. وقتی میرن تو خانه آقای محمودی قالیچه هارو جابه جا میکنن و فیروز میگه تابلو فرشتون نیز نگاه کنیم که مهم تصور ریلکس بریم، که با دیدن تابلو میگه اینو روز پدر برام پسرم خریده بود که فیروز تسلیت میگه و باهاش سخن میکنه تا ممکن است تاثیری داشته باشه که آفای محمودی عصبی میشه و میگه مگه پسر من جوون نبود؟ نصرت به فیروز زنگ میزنه و میگه بدبخت شدم فیروز اول فکر میکنه برای افروز یا این که خواهرزاده هاش اتفاقی افتاده که نصرت میگه نیکی اونا خوبن و آدرس میده میگه بیا اینجا. اونجا به همه میگه گوشی ۴۰ میلیونیمو دزدیدن اون گوشی بیزینسم بود فعالیت و فروشگاه ام بود کلیه دارو ندارم بود همه شوکه و ناراحت میشن جز فیروز که اعتقادوباور نکرده و میگه فیلمشه میخواد بزاره تو فضای مجازی که یه لحظه موبایل عفت زنگ میخوره و فیروز میبینه نام نصرت فقط عامل زنگیم افتاده رو گوشی که فیروز تو اون اوضاع به عفت میگه من الان واسم مهمه اندوهگین شدم الان داداشت نقش کلاهک دودکش فقط ادله زندگیته؟ درصورتیکه شما هر جور سوالی در ارتباط اهمیت کجا و شیوه استعمال از کلاهک دودکش دوجداره دارید، می توانید دارای ما در کاغذ وب تماس بگیرید.

مطالب دیدنی  How to Be In The top 10 With Forex Training